تبليغاتX
???دانلودستان و وب سايت دخترانه و پسرانه???/ نرم افزار /عکس آهنگ کليپ موبايل/ سايت دانشگاه پيام نور آران و بيدگل/ تم موبايل /زنگ موبايل

  به وبلاگ ما خوش آمديد .............حتما در نظر سنجي پرسپوليس يا استقلال (سمت چپ صفحه) شرکت کنيد.........سيستم تبادل لينک:اگر مي خواهيد بازديد خود را به ميزان قابل توجهي افزايش دهيد، مي توانيد سيستم تبادل لينک ما را در وبلاگ يا سايت خود قرار دهيد ... پس از قرار دادن سيستم در سايت خود، شما مي توانيد لينکهاي خود را به لينکدوني اضافه نماييد تا در صدها سايت و وبلاگ مختلف به نمايش در آيد..............گزارش از وبلاگ: اگر مايليد از انواع ايميل در مباحث گوناگون بهره مند شويد در خبر نامه عضو شويد..................مناجات: پروردگارا تو آن گونه اي که من مي خواهم پس مرا آنگونه قرار ده که خود دوست داري(امام علي عليه السلام)............مناجات: (پروردگارا) مرا از هرکاري که پرداختنم به آن از توجهم به تو مي کاهد بي نياز کن.(صحيفه سجاديه)...............حديث: ارزش محبت به استمرار آن است نه به اندازه آن.(پيامبر اعظم صل الله عليه و آله و السلم)

 
منوي اصلي
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
طراح قالب
موضوعات

گالري عكس

آمار بازديد

پيشنهاد ما به شما

بزرگترين سيستم تبادل لينک و افزايش آمار به صورت رايگان

  کاربر مهمان، خوش آمديد!...اگر مي خواهيد بازديد خود را به ميزان قابل توجهي افزايش دهيد، مي توانيد سيستم تبادل لينک ما را در وبلاگ يا سايت خود قرار دهيد ... پس از قرار دادن سيستم در سايت خود، شما مي توانيد لينکهاي خود را به لينکدوني اضافه نماييد تا در صدها سايت و وبلاگ مختلف به نمايش در آيد. تمامي حقوق اين سيستم متعلق به سايت AKS2DOWNLOAD.DOM.IR مي باشد .

صاحبان وبلاگ (سايت) مي توانند با عضويتدر اين سيستم و ارسال لينک و آدرس خود ، آمار وبلاگ (سايت) خود را به ميزان قابل

توجهي افزايش دهند . براي عضويت کافي است بر روي دکمه ذيل کليک کرده مشخصات خود راوارد کنيد ، سپس کد سيستم را

دريافت کرده و در وب سايت خود قرار دهيد . لينک شما ظرف 48 ساعت در سيستم قرار مي گيرد. لينک ارسالي شما به صورت
کاملاً تصادفي در تمامي وبلاگ(سايت) هاي عضو سيتسم نمايش داده خواهد شد .

به اين نکته هم توجه داشته باشيد که هر چه تعداد لينک هاي هاي ثبت شده در سيستم بيشتر باشد لينک شما هم بيشتر به نمايش در خواهد آمد . پس با معرفي اين سيستم به دوستانتان ما را در هر چه بهتر شدن سيستم ياري کنيد .

آخرين لينک هاي ثبت شده در سيستم
نمونه کد سيستم ,پايين همين صفحه سمت راست

نمونه

لينک هاب برتر سراسر وب

ماجرای یک خواستگاری جالب ! ( همسر داری و ازدواج , ) پنجشنبه 1387/08/23 9:40

ماجرای یک خواستگاری جالب ! Www.Nanjoon.Net

بعد از این كه مدت ها دنبال دختری باوقار و باشخصیت گشتیم كه هم خانواده ی اصیل و مؤمنی داشته باشد و هم حاضر به ازدواج با من باشد، بالاخره عمه ام دختری را به ما معرفی كرد.وقتی پرسیدم از كجا می داند این دختر همان كسی است كه من می خواهم، گفت:راستش توی تاكسی دیدمش.از قیافه اش خوشم آمد.دیدم همانی است كه تو می خواهی.وقتی پیاده شد، من هم پیاده شدم و تعقیبش كردم.دم در خانه اش به طور اتفاقی بابایش را دیدم كه داشت با یكی از همسایه ها حرف می زد.به ظاهرش می خورد كه آدم خوبی باشد.خلاصه قیافه ی دختره كه حسابی به دل من نشسته بود،گفتم: من هر طور شده این وصلت را جور می كنم.

ما وقتی حرف های محكم و مستدل عمه مان را شنیدیم.گفتیم: یا نصیب و یا قسمت! چه قدر دنبال دختر بگردیم؟از پا افتادیم، همین را دنبال می كنیم.ان شاء الله خوب است.این طوری شد كه رفتیم به خواستگاری آن دختر.
پدر دختر پرسید: آقازاده چه كاره اند؟
-دانشجو هستند.

-می دانم دانشجو هستند.شغلشان چیست؟
-ما هم شغلشان را عرض كردیم.
-یعنی ایشان بابت درس خواندن پول هم می گیرند.
-نخیر، اتفاقاً ایشان در دانشگاه آزاد درس می خوانند:
به اندازه ی هیكلشان پول می دهند.
-پس بیكار هستند.

-اختیار دارید قربان! رشته ایشان مهندسی است.قرار است مهندش شوند
پدر دختر بدون این كه بگذارد ما حرف دیگری بزنیم گفت: ما دختر به شغل نسیه نمی دهیم.بفرمایید؛ و مؤدبانه ما را به طرف در خانه راهنمایی كرد.
عمه خانم كه می خواست هر طور شده دست من و آن دختر را بگذارد توی دست هم، آن قدر با خانواده ی دختر صحبت كرد تا بالاخره راضی شدند.فعلاً به شغل دانشجویی ما اكتفا كنند، به شرط آن كه تعهد كتبی بدهیم بعد از دانشگاه حتماً برویم سركار، این طوری شد كه ما دوباره رفتیم خواستگاری.
پدر دختر گفت:و اما . . . مهریه، به نظر من هزار تا سكه طلا. . .

تا اسم«هزار تا سكه طلا» آمد، بابام منتظر نماند پدر دختر بقیه ی حرفش را بزند بلند شد كه برود؛اما فك و فامیل جلویش را گرفتند كه: بابا هزار تا سكه كه چیزی نیست؛ مهریه را كی داده كی گرفته . . . بابام نشست؛ اما مثل برج زهر مار بود.پدر دختر گفت:میل خودتان است.اگر نمی خواهید، می توانید بروید سراغ یك خانواده ی دیگر.

بابام گفت:نخیر، بفرمایید. در خدمتتان هستیم.
-اگر در خدمت ما هستید، پس چرا بلند شدید؟
بابام كه دیگر حسابی كفری شده بود، گفت:بابا جان! بلند شدم كمربندم را سفت كنم، شما امرتان را بفرمایید.
پدر دختر گفت:بله، هزار تا سكه ی طلا، دو دانگ خانه...
بابا دوباره بلند شد كه از خانه بزند بیرون؛ ولی باز هم بستگان راضی اش كردند كه ای بابا خانه به اسم زن باشد، یا مرد كه فرقی نمی كند.هر دو می خواهند با هم زندگی كنند دیگر.
و باز بابام با اوقات تلخی نشست.پدر دختر پرسید: باز هم بلند شدید كمربندتان را سفت كنید؟بابام گفت: نخیر! دفعه ی قبل شلوارم را خیلی بالا كشیده بودم داشتم میزانش می كردم!

پدر دختر گفت:بله، داشتم می گفتم دو دانگ خانه و یك حج.مبارك است ان شاء الله
بابام این دفعه بلند شد و داد زد: برو بابا، چی چی را مبارك است؟مگر در دنیا فقط همین یك دختر است.و ما تا بیاییم به خودمان بجنبیم،كفش هایمان توسط پدر آن دختر خانم به وسط كوچه پرواز كردند و ما هم وسط كوچه كفش هایمان را جفت كردیم و پوشیدیم و با خیال راحت رفتیم خانه مان.
مگر عمه خانم دست بردار بود.آن قدر رفت و آمد تا پدر او را راضی كرد كه فعلاً اسمی از حج نیاورد تا معامله جوش بخورد.بعداً یك فكری بكنند.
پدر دختر گفت:و اما شیربها، شیربها بهتر است دو میلیون تومان باشد...
بعد زیر چشمی نگاه كرد تا ببیند بابام باز هم بلند می شود یا نه.وقتی آرامش بابام را دید ادامه داد:به اضافه وسایل چوبی منزل.
بابام حرف او را قطع كرد.منظورتان از وسایل چوبی همان در و پنجره و این جور چیزهاست؟

پدر دختر با اوقات تلخی گفت:نخیر، كمد و میز توالت و تخت و میز ناهارخوری و میز تلویزیون و مبلمان است.
بابام گفت:ولی آقاجان، پسر ما عادت ندارد روی تخت بخوابد.ناهارش را هم روی زمین می خورد.اهل مبل و این جور چیزها هم نیست.
پدر دختر گفت:ولی این ها باید باشد،اگر نباشد، كلاس ما زیر سؤال می رود.
و بعد از كمی گفتمان و فحشمان، كفش های ما رفت وسط كوچه.
دوباره عمه خانم دست به كار شد.انگار نذر كرده بود هر طور شده این دختره را ببندد به ناف ما! قرار شد دور وسایل چوبی را خط بكشند؛و ما دوباره به خانه ی آن دختر رفتیم.

بابام تصمیم گرفته بود مسأله ی جهیزیه را پیش بكشد و سنگ تمام بگذارد تا بلكه گوشه ای از كلاس گذاشتن های بابای آن دختر را جواب گفته باشد.این بود كه تا صحبت ها شروع شد،بابام گفت: در رابطه با جهیزیه... !
پدر دختر حرف او را قطع كرد و گفت:البته باید عرض كنم در طایفه ما جهیزیه رسم نیست.
بابام گفت:اتفاقاً در طایفه ی ما رسم است.خوبش هم رسم است.شما كه نمی خواهید جهیزیه بدهید، پس برای چی از ما شیربها می خواهید؟
- شیربها كه ربطی به جهیزیه ندارد.شیربها پول شیری است كه خانمم به دخترش داده.او دو سال تمام شیره ی جانش را به كام دختری ریخته كه می خواهد تا آخر عمر در خانه ی پسر شما بماند.بابام گفت:خب می خواست شیر ندهد. مگر ما گفتیم به دخترتان شیر بدهید؟اگر با ما بود می گفتیم چایی بدهد تا ارزان تر در بیاید.مگر خانمتان شیر نارگیل و شیركاكائو به دخترتان داده كه پولش دو میلیون تومان شده است؟!

پدر دختر گفت: دختر ما كلفت هم می خواهد.
بابام گفت:چه بهتر.یك كلفت هم با او بفرستید بیاید خانه ی پسرم.
- نه خیر كلفت را باید داماد بگیرد.دختر من كه نمی تواند آن جا حمالی كند.
- حالا كی گفته دخترتان می خواهد حمالی كند؟
مگر می خواهید دخترتان را بفرستید كارخانه ی گچ و سیمان؟كفش های ما طبق معمول وسط كوچه!!!
در مجلس بعد پدر دختر گفت:محل عروسی باید آبرومند باشد.اولاً، رسم ما این است كه سه شب عروسی بگیریم. ثانیاً باید هر شب سه نوع غذا سفارش بدهید، در یك باشگاه مجهز و عالی.
بابا گفت:مگر دارید به پسر خشایار شاه زن می دهید؟اصلاً مگر باید طبق رسم شما عمل كنیم؟
كفش ها طبق معمول وسط كوچه!!!

دیگر از بس كفش هایمان را پرت كرده بودند وسط كوچه، اگر یك روز هم این كار را نمی كردند، خودمان كفش هایمان را می بردیم وسط كوچه می پوشیدیم.
بابای دختر گفت:ان شاء الله آقا داماد برای دختر ما یك خانه ی دربست چهارصد متری در بالای شهر می گیرد.
بابام گفت:خانه برای چی؟زیر زمین خانه ی خودم هست.تعمیرش می كنم.یك اتاق و یك آشپزخانه هم در آن می سازم، می شود یك واحد كامل.پدر دختر گفت:نه ما آبرو داریم، نمی شود یك دفعه عمه خانم جوش كرد و داد زد: واه چه خبرتان است؟بس كنید دیگر، این كارها چیست؟مگر توی دنیا همین یك دختر است كه این قدر حلوا حلوایش می كنید؟از پا افتادیم از بس رفتیم و آمدیم.اصلاً ما زن نخواستیم مگر یك دانشجو می تواند معجزه كند كه این همه خرج برایش می تراشید؟
این دفعه قبل از این كه كفش هایمان برود وسط كوچه، خودمان مثل بچه ی آدم بلند شدیم و زدیم بیرون.
و این طوری شد كه ما دیگر عطای آن دختر را به لقایش بخشیدیم و از آن جا رفتیم كه رفتیم.


یك سال از آن ماجرا گذشت.من هم پاك آن را فراموش كرده بودم و اصلاً به فكرش نبودم.یك روز صبح، وقتی در را باز كردم تا به دانشگاه بروم، چشمم به زن و مردی خورد كه پشت در ایستاده بودند.مرد دستش را بالا آورده بود تا زنگ خانه را بزند، اما همین كه مرا دید جا خورد و فوری دستش را انداخت.با دیدن من هر دو با خجالت سلام دادند.كمی كه دقت كردم، دیدم پدر و مادر آن دختر هستند.لبخندی زدم و گفتم:بفرمایید تو.

پدر دختر گفت:نه. . . نه. . . قصد مزاحمت نداشتیم.فقط می خواستم بگویم كه چیز، چرا دیگر تشریف نیاوردید؟ما منتظرتان بودیم.
من كه خیلی تعجب كرده بودم، گفتم:ولی ما كه همان پارسال حرف هایمان را زدیم.خودتان هم كه دیدید وضعیت ما طوری بود كه نمی خواستیم آن همه بریز و بپاش كنیم.

پدر دختر لبخندی زد و گفت: ای آقا. . .كدام بریز و بپاش؟. . . یك حرفی بود زده شد، رفت پی كارش.توی تمام خواستگاری ها از این چیزها هست.حالا ان شاء الله كی خدمت برسیم،داماد گُلم؟
من كه از این رفتار پدر دختر خانم مُخم داشت سوت می كشید،گفتم:آخه. . . چیز. . . راستش شغل من. . .
-ای بابا. . . شغل به چه درد می خورد.دانشجویی خودش بهترین شغل است.من همه جا گفته ام دامادم یك مهندس تمام عیار است.
-آخه هزار تا سكه هم. . .

-ای بابا. . . شما چرا شوخی های آدم را جدی می گیرید.من منظورم هزار تا سكه ی بیست و پنج تومانی بود.
ولی دو دانگ خانه. . .
پدر عروس:بابا جان من منظورم این بود كه دو دانگ خانه به اسمتان كنم.
-سفر حج هم. . .
-راستی خوب شد یادم انداختید.اگر می خواهید سفر حج بروید همین الان بگویید من خودم اسمتان را بنویسم.
-دو میلیون تومان شیربها هم كه. . .
-چی؟من گفتم دو میلیون تومان؟من غلط كردم.من گفتم دو میلیون تومان به شما كمك كنم.

-خودتان گفتید خانمتان به دخترتان شیر داده، باید پول شیرش را بدهیم. . .
-ای بابا. . . خانم من كلاً به دخترم چهار، پنج قوطی شیر خشك داده كه آن هم پولش چیزی نمی شود.مهمان ما باشید
-در مورد جهیزیه گفتید. . .
-گفتم كه. . . اتاق دخترم را پر از جهیزیه كرده ام.بیایید ببینید.اگر كم بود، بگویید باز هم بخرم.
-اما قضیه ی آن كلفت. . .
-آی قربون دهنت. . . دختر من كلفت شماست.خودم هم كه نوكر شما هستم، داماد عزیزم!. . . خوش تیپ من!. . . جیگر!. . . باحال!. . .

وقتی دیدم پدر دختر حسابی گیر داده و نمی خواهد دست از سر من بردارد، مجبور شدم حقیقت را بگویم.با خجالت گفتم: راستش شرایط شما خیلی خوب است.من هم خیلی دوست دارم با خانواده ی شما وصلت كنم.اما. . .
پدر دختر با خوشحالی دست هایش را به هم مالید و گفت:دیگر اما ندارد. . . مبارك است ان شاء الله.

گفتم:اما حقیقت را بخواهید فكر نكنم خانمم اجازه بدهد.
تا این حرف را زدم دهن پدر و مادر دختر از تعجب یك متر واماند.پدر دختر گفت: یعنی تو. . . در همین موقع خانمم از پله های زیرزمین بالا آمد.مرا كه دید لبخندی زد و گفت: وقتی كه از دانشگاه برگشتی، سر راهت نیم كیلو گوجه بگیر برای ناهار املت بگذارم.
با لبخند گفتم:چشم، حتماً چیز دیگری نمی خواهی؟
-نه، فقط مواظب باش.
-تو هم همین طور.
خانمم رفت پایین، رو كردم به پدر و مادر دختر كه هنوز دهانشان باز بود و خشكشان زده بود و گفتم: ببخشید من كلاس دارم؛ دیرم می شود خداحافظ.
و راه افتادم به طرف دانشگاه

نوشته شده توسط ِِAli موضوع :حرف دل... بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

* اس ام اس جديد
* آشنايي با Gmail و امکانات آن
*
* روشهای اعجاب انگیز برای زیبا تر شدن
* ماجرای یک خواستگاری جالب ! ( همسر داری و ازدواج , )
* نرم افزار کاربردی Iran Pelak v1.0
* آیا جهنم و بهشت اکنون خلق شده اند؟ ( دین و اندیشه اسلامی , )
* عکی های عاشقانه
* عکس های جالب از بازیگران خوب ایرانی
* تاثیر خواب نیمروزی در تقویت حافظه
* عکس های نیکی کریمی (جدید)
*
* Difference between Girls & Boys
* Majid Kharatha-Khakam Nakonid
* وبلاگ‌های پر بيننده، لزوما وبلاگ‌های مفيدی نيستند
* دلت را خانه من کن (مطالب عاشقانه)
* عکس داغ و فوری از گلشيفته فراهانی و دی کاپريو
* جدید ترین مدل های مانتو
* نرم افزار کنترول تلوزیون با Psiloc irRemote
* فاصله بلوتوث دیگری تا خودتون رو ببینید
* تصاويری از نور افشانی در برج ميلاد تهران
* نسخه ی جدید یاهو مسنجر
* پيشاپيش عيد سعيد فطر بر تمامي روزه داران مبارك
* اس ام اس ها ی عاشقانه
* اس ام اس سر كاري سري
* آهنگ جدید و بسیار زیبای احسان ذوالفقاری با نام فکر چشمات با 2 کیفیت
* چگونه در مهمانی آدم باشید !!!؟؟؟
* مجسمه های عجیب از زنان - عکس
* تصاویری از تهران کلان
* روز حسرت اول شد، بزنگاه چهارم


درباره وبلاگ


سلام خدمت همه بازديدکنندگان! اسم من علي و اهل؟؟؟ هستم,اميدوارم از بودن در اينجا لذت ببريد,از اين که شما از اين وبلاگ ديدن مي کنيد صميمانه تشکر مي کنم. در ضمن وب مستر هاي عزيز با ثبت نام در سيستم تبادل بنر و لينک و ارسال لينک خود آمار وبلاگ (سايت ) خود را به ميزان قابل توجهي افزايش دهيد. با نظر هاي گرم خود ما را ياري کنيد!!!


تماس با مدير وبلاگ
نام و نام خانوادگی : *
آدرس ایمیل : *
موضوع پیام :
پیام : *


گالري هنرمندان زن


عکس هاي مهناز افشار
عکس هاي نيکي کريمي
عکس هاي لاله اسکندري
عکس هاي يانگوم
عکس هاي هانيه توسلي
عکس هاي ماهايا پتروسيان
عکس هاي نيوشا ضيغمي
عکس هاي بهنوش بختياري
عکس هاي بهنوش طباطبايي
عکس هاي مرجانه محتشم
عکس هاي نگار فروزنده
عکس هاي شقايق دهقان
عکس هاي يکتا ناصر
عکس هاي الناز شاکردوست
عکس هاي گوهر خيرانديش
عکس هاي افسانه بايگان
عکس هاي بهاره رهنما
عکس هاي زيبا بروفه
عکس هاي فاطمه معتمد آريا
عکس هاي پگاه آهنگراني
عکس هاي گلشيفته فراهاني
عکس هاي لادن طباطبايي
عکس هاي باران کوثري
عکس هاي ليلا حاتمي
عکس هاي پوپک گلدره
عکس هاي ترانه عليدوستي
عکس هاي هديه تهراني
عکس هاي مريلا زارعي
عکس هاي کتايون رياحي
عکس هاي ميترا حجار
عکس هاي نيلوفر خوش خلق
عکس هاي پانته آ بهرام
عکس هاي رويا نونهالي
عکس هاي لعيا زنگنه
عکس هاي سميرا مخملباف
عکس هاي شقايق فراهاني
عکس هاي شيلا خداداد
عکس هاي آناهيتا نعمتي
عکس هاي مهتاب کرامتي
عکس هاي ليلا اوتادي
عکس هاي چکامه چمن ماه
عکس هاي اليزابت اميني
عکس هاي آتنه فقيه نصيري
عکس هاي کيت بلانچت


لينک هاي برتر

13 مطلب برتر پيشين

آرشيو سرگرمي

عضويت در خبرنامه

اگر در سايت عضو شويد مي توانيد از تمامي امکانات آن شامل عکس.اس ام اس جديد .کليپ و برنامه ي موبابل.فيلم.... بهره ببريد پس همين حالا اقدام کنيد





Powered by WebGozar


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب